الفيض الكاشاني

105

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

نبود عجب اگر دو جهان بر مراد اوست * چون مدّعاى دوست بود ، مدّعاى فيض بر روى اهل صدق يقين بازگشته است * يك باب جنّت از در دولت‌سراى فيض خيل ملك صباح چو بينند روى او * ايمان خويش تازه كنند از لقاى فيض معراج هركسى نه ز تحت است تا بفوق * كان بود از براى نبى رهنماى فيض معراج سالكان طريقت بود ولى * گيرد سعود بلكه چنين آشناى فيض تن روح گشت و روح شدش عقل و عقل عشق * زين گونه پايه پايه رود تا خداى فيض عمر مسيح و بال ملك سير ، بايدت * گردى اگر بعالم بىمنتهاى فيض گر ديده باشدت به گه قامت الصلاة * بينى صف ملائكه را در قفاى فيض با عيسوى دمان مكن اى خصم ساحرى * ثعبان اگر شود چه كنى با عصاى فيض حيرت رمد ز ديدهء تصوير ، اگر كشند * در پرده‌هاى مدرس حيرت‌زداى فيض بينى چو چشم اهل نظر پُر ز نور شد * گر بنگرى بحلقه درس هُداى فيض